يحيى دولت آبادى

349

حيات يحيى ( فارسى )

با مجلس شورايملى انجمنهاى اصفهان به صورت دسته سينه زن و عزادار از شهر حركت كرده بقبرستان تخت فولاد رهسپار ميگردند و از جمله نمايشهاى تازه مضحك اين هيجان ملى يكى اين است كه جمعى از دراويش در طليعه اين نمايش نظامى واقع شده هريك يك مار درشت در دست دارد آن را نمايش ميدهد و اين براى تخويف مستبدين است و به همين جهت اين نهضت در اصفهان به نهضت مار معروف مىشود . خلاصه روز توپ بستن بمجلس ملى در طهران بيرق استبداد در اصفهان بدست آقا نجفى بلند شده بدان ميماند كه نيابت پولكنيك لياخوف را به عهده گرفته باشد نهايت لياخوف روسى با سرنيزه و توپ و تفنگ در طهران بر ضد مجلس و مشروطه قيام مىكند و اين آقاى روحانى به زور تكفير كه مجلس و مشروطه و انجمن ايالتى و بلديه و تمام آثار مشروطه را جداجدا تكفير كرده پول دادن براى اصلاحات بلدى را حرام ميشمارد در صورتى كه همين شخص دو هفته پيش بطهران تلگراف كرده است مخالفت با مشروطه مخالفت با امام زمان است و قشون دولت اگر با مشروطه‌خواهان بجنگد در حكم قشون يزيد و ابن زياد ميباشند و اينك خود در لباس ديگر مىكند همانكار را كه قشون دولت در طهران كرد خلاصه روز بيست و سيم جمادى الاولى انجمن ايالتى اصفهان برهم خورده مشروطه‌خواهان بعضى گرفتار و بعضى متوارى ميشوند حاج آقا نور اللّه رئيس انجمن از اصفهان مهاجرت مىكند و استبداد به تمام معنى در آنشهر حكمروا مىشود آقا نجفى در اصفهان ميگويد اگر خونى در راه مشروطه بايد ريخته شود خون من است و راست ميگويد اگر مشروطهء ما بحقيقت مشروطه بود بايد آقا نجفى و امثال او را در هر كجاى مملكت باشند محاكمهء عادلانه كرده در ازاى تهمتى كه باسلام زده خود را حجت آن خوانده‌اند و در مقابل تجاوزات كه بنام شرع مقدس بنواميس الهى و بجان و مال و عرض مسلمانان نموده و تقويتى كه از ستمكاران براى استفاده شخصى نموده‌اند مجازات داده خون آنها را بريزند و دامان پاك روحانيان حقيقى را از لوث همكارى اين گونه اشخاص دنياطلب نامسلمان پاك نمايند ولى مشروطه ما ناقص و غير خالص بود و نتوانست بوظايف حقيقى خود قيام كرده حق را از باطل جدا نمايد